العلامة المجلسي (مترجم :همدانى)
207
بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى)
معناى غبار است گرفته شده و قباطى بفتح قاف جمع قبطيه بكسر قاف جامه سفيد و درخشان و لطيفى از جنس كتان كه در مصر ساخته مىشود و گاهى هم بضم قاف خوانده مىشود چون در مقام نسبت حركات تغيير داده مىشود . و در مصباح اللغه گفته قبطى بضم قاف پارچهاى است از كتان نازك و لطيف كه در مصر بافته مىشود و منسوب به قبط است . بر خلاف قاعده نسبت و اين آيه دلالت بر اين دارد كه فسق و گناه موجب حبط عمل و از بين رفتن اطاعت مىشود ولى بعضى از مفسرين حبط اعمال را بمورد كفر اختصاص داده نه اينكه هر گونه معصيت و گناهى باعث حبط عمل شود فقط در صورتى كه انسان كافر شود اعمال خوب گذشتهاش كه در حال اسلام انجام داده حبط مىشود و به كلى بىنتيجه مىگردد و البته در اين جهت اختلافى نيست و ما فعلا بطور اجمال در باره معانى حبط و تكفير و در باره اختلاف نظرهائى كه در اين مورد هست مطالبى را متذكر ميشويم به اين توضيح . از نظر متكلمين حبط عبارت است از باطل شدن اعمال حسنه انسان به اين معنا كه آن اثر و فائدهاى كه از آن عمل مورد توقع است بر آن مترتب نميشود و در مقابل حبط تكفير است به اين معنا كه اعمال سيئه و كارهاى بد انسان از بين ميرود و مقتضاى آن و اثر زشت آن نابود ميگردد پس تكفير تقيض احباط است او معصيت و گناه را از بين ميبرد و احباط طاعت و كارهاى خوب را بىاثر مىكند و با همين تعبير در اخبار و روايات زيادى اين مطلب آمده است و البته در ميان متكلمين مشهور است كه طايفه وعيديه خواهد از معتزله و يا غير آنها قائل باحباط و تكفير هستند ولى غير وعيديه معتقد به احباط و تكفير نيستند و لكن اين حرف بطور مطلق صحيح نيست كه فقط يك طايفه از اهل اسلام عقيده به احباط و تكفير داشته باشند زيرا اصل احباط و تكفير مطلبى است كه همه مسلمين آن را پذيرفته و معتقد به آن هستند همان طورى كه از آيه و مطالب آينده استفاده مىشود . بنا بر اين لازم است مقصود هر گروه از اينها كاملا بيان شود تا اينكه حق مطلب و حقيقت امر واضح و روشن گردد . پس بنا بر اين كلام را از اينجا شروع ميكنيم كه هيچ اختلافى بين مسلمين در اين نيست كه هر مؤمنى كه داراى اعمال صالحه باشد مسلما داخل بهشت شده و بطور دائم و مخلد در آن خواهد ماند همچنان كه هر كافرى هم وارد آتش دوزخ شده و هميشگى در آن خواهد بود . اما آن مؤمنى كه داراى اعمال مختلط باشد قسمتى اعمال حسنه و قسمتى هم اعمال زشت و سيئه داشته باشد مورد اختلاف انظار است . گروهى از طائفه مرجعه عقيده دارند كه اساسا ايمان بمبدأ و معاد و اعتقاد باسلام تمامى گناهان را حبط مىكند كه اگر ايمان شد ديگر هيچ گونه عقابى براى گناهان نيست . همچنان كه در صورت كفر هيچ پاداشى براى طاعات نيست كه نهايتا چنين